![]() |
![]() |
|
| هر روز تماشاگر غروب غم انگیز آرزوهای هموطنانم هستم |
|
گل اندام، گل افروز، گل بدن، گل نسا، چمن گل و نام های دیگر با پسوند و پیشوند گل، نام دختران این سرزمین است. واقعا این اسم ها چقدر با مسما هستند. این جا دختران همه گل هستند. گل هایی که خود می رویند (گر چه تاوان لذتی گذرا هستند) در لجن زار جامعه مرد سالار و خشن و متعصب و متحجر این مرز و بوم می رویند و همانند گل چند صباحی بوییده می شوند و پس از آن در زیر پای رهگذران له می شوند و یا در گلدان های تزیینی خانه های سرمایه داران و پولداران و حاجی ها و قوماندان های این سرزمین غرس می شوند. همه اینها گل هستند. و سرنوشت گل دارند. همه اینها آنگاه که می رویند زیبا، باطراوت، لطیف، خوشبو هستند. اما پس از چند صباحی بدست باغبانان خویش پژمرده می شوند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/09/18ساعت 23:46 توسط محمد رضا هویدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
آنان که صبحگاهان در خوابند، طلوع خورشید را نمی بینند اما غروب آن را همگان شاهد هستند.
غروب تداعی گر سیاهی, سکوت, مرگ و جاودانگی است و این سرنوشت ماست. |
| نوشته های پیشین |
|
86/11/01 - 86/11/30 86/10/01 - 86/10/30 86/09/01 - 86/09/30 |
| پیوندها |
|
ساعت 13 (عیسی مسیح) نسل نو زاویه ملا قلم (طنز) نشانه کانون وبلاگ نویسان افغانستان شکریه عرفانی بیر و بار ذهن بیگانه |
|
RSS
|